تبلیغات
حرف های عاشقانه
حرف های عاشقانه
 تنها برای چشمان تو می نویسم که نگاهت تکراری از آسمان است… تو همانی هستی که بهار را برایم به ارمغان آوردی و من همانی هستم که به عشقت وفادار مانده ام و روزهای بی تو را در دفتر دلم شمارش کردم 


طبقه بندی: عاشقانه، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 7 خرداد 1388 توسط شهاب | نظرات ()

گر چه من دیگر نمی بینم تو را ای بی وفا

همدم یكدانه ام ای نازنین محبوب من

تا ابد یاد تو را در سینه پنهان می كنم

خاطراتت را در این غمخانه مهمان می كنم




طبقه بندی: عاشقانه، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 اردیبهشت 1388 توسط شهاب | نظرات ()

آرزو دارم شبی عاشق شوی  آرزو دارم بفهمی درد را

تلخی برخوردهای سرد را    میرسد روزی كه بی من لحظه ها را سركنی

میرسد روزی كه مرگ عشق را باور كنی

میرسد روزی كه شبها در كنار عكس من

نامه های كهنه ام را مو به مو ازبر كنی




طبقه بندی: عاشقانه، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 21 فروردین 1388 توسط شهاب | نظرات ()

من نه عاشق بودم ، نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من

من خودم بودم و یک حسه غریب ، که به صد عشق و هوس می ارزد .....!!!!




طبقه بندی: عاشقانه، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 21 فروردین 1388 توسط شهاب | نظرات ()

می گویند :"تا عشقت را که در درون دلت هست بروز ندهی عشقت عشق نیست"

تردیدی سر تا پایم را فرا می گیرد.

نگاه های پر از حرف هایم را به یاد می آورم

و سکوتم را

یعنی عشقم عشق بود؟




طبقه بندی: عاشقانه، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 12 فروردین 1388 توسط شهاب | نظرات ()

كجایی بهترینم

دیگر صدایت را نمیشنوم و تاریكی تنهایی مرحمی شده است بر دل شكسته ام

كجایی؟

آنگاه كه صدایت میكنم و در امتداد تاریكی به دنبال نور میگردم اثری از تو نیست و صدایت را نمیشنوم

تو همان مسافر قریبی بودی كه در جاده تنهایی قلبم پا گذاشتی ولی امروز تو رفته ای ولی هنوز رد پایت بر روی قلبم جاریست

هنوز هم صدای گام برداشتنت را میشنوم آرام آمدی و آرامتر رفتی یادگاری بر روی جاده قلبم گذاشتی و من برای همیشه جاده قلبم را بستم تا دیگر كسی پا بر روی تنها یادگاریت نگذارد

كجایی مهربانم

در تمام مدت ورودت همیشه همچون ابری بالای سرت بودم تا نور خورشید تو را اذیت نكند وقت ناراحتیت و خستگیت هر آنچه در آنجا بود برایت به ارمغان آوردم ولی هیچ گاه فكر نمیكردم تو روزی به انتهای جاده قلبم میرسی

هرگاه كه به دوردستها مینگریستم انگار انتهایی نداشت و بی انتها بود ولی افسوس كه اشتباه فكر میكردم و دیگر فرصتی نیست تو رفته ای

تو رفته ای و من تنها تر از همیشه با خدایم خلوت میكنم

خلوتی سخت و به یاد تو در درگاه خداوند طلب سلامتی و خوشبختیت را میكنم




طبقه بندی: عاشقانه، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 دی 1387 توسط شهاب | نظرات ()
خیلی وقته دلم گرفته و حرفی ندارم كه بنویسم
امشب دلم خیلی تنگ شد گفتم بیاو و با یه مطلب آپش كنم به یه عكس



طبقه بندی: عاشقانه، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 دی 1387 توسط شهاب | نظرات ()
عاشقت خواهم ماند بی آنكه بدانی دوستت خواهم داشت بی آن كه بر لب آرم در دل خواهم گفت بی هیچ سخنی گوش خواهم داد بی هیچ اندوهی در آغوشت خواهم گریست بی آن كه حس كنی در تو آب خواهم شد بی هیچ گرمایی كنار آشیانه ی تو آشیانه می كنم و فضای آشیانه را پر از ترانه می كنم می پرسند : به خاطر چه زنده ای؟ و من برای زندگی تو را بهانه می كنم 


طبقه بندی: عاشقانه، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 18 آبان 1387 توسط شهاب | نظرات ()
(تعداد کل صفحات:32)      1   2   3   4   5   6   7   ...  

درباره وبلاگ
موضوعات
مطالب اخیر
» ...
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :